در دفاع از حق آزادی بیان و علیه فتوای قتل شاهین نجفی




ترانه جدید شاهین نجفی به نام ًنقیً صفی از مخالفان آزادی بیان از آیت اله های حجره نشین قم تا روشنف‍کران ملی، مذهبی ساکن اروپا و امریکا را، متحدانه علیه این خواننده بسیج کرده است. فتوای قتل دادند، مقاله نوشتند، و ترانه را تحلیل و تفسیر کردند تا آزادی بیان انسانها را محدود کنند.

اما صف دیگری نیز از مردم، احزاب وسازمانهای مدافع آزادی بیان وجود دارد که یکپارچه برای دفاع از آزادی بیان بطور عموم و برای دفاع از جان و آزادی بیان شاهین نجفی به میدان آمده است. این اولین بار نیست که صف ارتجاع، رهبران مذهبی و سیاسی حکومت اسلامی تهران، علیه هنرمندان منتقد سنت و مذهب  می شورند، فتوا می دهند و تهدید به قتل می کنند.

 پیشتر از این عکس نیمه لخت نیم تنه گلشیفته فراهانی جنجال به پا کرد و همین صف خروشیدند و جوشیدند تا این هنرمند را خفه کنند. جنبش ارتجاعی اسلام سیاسی تا به حال ده ها نویسنده، خواننده، طراح، فیلمساز و هنرمند های دیگر را به خاطر  نقد و اعتراضشان علیه افکار پوسیده رهبران اسلامی در خاورمیانه، یا تهدید به قتل کرده اند و یا به قتل رسانده اند. فریدون فرخزاد یکی از قربانیان همین فتواهای قتل از سوی رهبران اسلامی ایران است. از مصر و مراکش تا عربستان و الجزایر، از ایران و پاکستان و افغانستان تا کشورهای اروپایی و غربی، این تهدیدها و قتل ها اتفاق افتاده و می افتد.


برای دفاع از آزادی بیان باید یکپارچه در برابر فتوای قتل شاهین نجفی ایستاد. مهم نیست که آدم کار هنری شاهین نجفی و یا گلشیفته فراهانی را قبول داشته باشد یا نه، مهم این است که این برخورد ارتجاعی  با هنرمندانی که برای ابراز نظر شیوه های نو و غیر معمولی را بکار می برند، حق آزادی بیان اینان به عنوان یک انسان، زیر پا گذاشته می شود.

بحث تنها بر سر آزدای بیان این هنرمندان و یا نویسنده گان نیست. بحث بر سر حق آزادی بیان همه مردم است. و رهبران مذهبی به خوبی می دانند که اگر موفق شوند هنرمندان را با تهدید و فتوای قتل خفه کنند، به راحتی می توانند، مردم را   سرکوب کنند. فتوای قتل شاهین نه فقط به خاطر خفه کردن شاهین بلکه به خاطر ترساندن مردم از انتقاد به مذهب است.

رهبران جمهوری اسلامی از این تاکتیک از اول به حکومت رسیدنشان تا به حال استفاده کرده اند. برپاکردن علنی چوبه های دار برای ترساندن مردم معترض برپا می شود. این فتوای قتل و فتواهای دیگر علیه منتقدین مذهب دقیقآ همین تاکتیک 

را دنبال می کند.


این امر را برای مردم باید توضیح داد و تلاش کرد مردم به اعتراض علیه این فتوای قتل کشاند. تا همین امروز در دنیای مجازی این حرکت اعتراضی بسیار گسترده است ولی این کافی نیست. باید به خیابانها آمد و اعتراض علیه این خفقان مذهبی را فریاد کرد. این موضوع به آزادی بیان همه ما مربوط می شود. اگر رهبران قدرت های اسلامی بتوانند هنرمندان، نویسندگان و شاعران را خفه کنند،  ما مردم را که دیگر به راحتی از دم تیغ می گذارنند.

در تظاهراتهای اعلام شده در خارج کشور باید شرکت کرد. به هر وسیله ای که می توان باید اعتراض خود را علیه خفقان مذهبی حاکم در ایران به گوش جهانیان رساند. مردم در ایران گرفتار یک حکومت خونخوار و وحشی هستند که هر اعتراضی را به خاک و خون می کشد. اما در خارج کشور مردم این فرصت را دارند که آزادانه دست به اعتراض بزنند. به صف معترضین علیه فتوای قتل شاهین نجفی بپیوندید. فریدون فرخزاد را بیاد بیاورید که این جانیان چگونه بیرحمانه به قتل رساندند. نباید گذاشت که این اتفاق برای شاهین نجفی بیفتد.