کودکان در عراق، قربانیان دیروز، امروز و فردای جنگ تروریستها!



آژیر بمب افکن های گرسنگی و مریضی و آواره گی از مرکز سازمان ملل برای بمباران کودکان در عراق،

ششم اوت 1990 به صدا درآمد.

شورای امنیت دستور کشتار بیش از یک میلیون کودکان در عراق را صادر کرد. تنها بر اساس محاصره اقتصادی کشور عراق از سال 1990 تا7 199 بیش از نیم میلیون(570 هزار نفر- گزارش آوریل سازمان ملل) کودک در عراق از گرسنگی و کمبود دارو برای معالجه عادی ترین و پیش پا افتاده تری مریضهای کودکان مانند اسهال، جان باختند. در گزارشی که یونیسف در مارس 2003 منتشر کرد،اعلام کرد که از سال 1991 تا کنون بیش از یک میلیون کودک در عراق، جان خود را از دست داده اند که حدود نیم میلیون آنان کودکان زیر 5 سال بوده اند. این گزارش می افزاید که 23 درصد کودکان در عراق دچار  سوء تغذيه هستند.

اما این تنها تحریم اقتصادی نبود و نیست که کودکان عراق را به نابودی کشانده است. سران ارتش امریکا در بمبارانهای وحشیانه سال 1990به هدف نابودی جامعه مدنی عراق و به قول خودشان " برگشت عراق را به عصر حجر"، مراکز تصیفه آب آشامیدنی، کارخانجات تولید مواد غذایی و دارویی و در یک کلام بطور سیستماتیک مراکز صعنتی،  مراکز تولیدی مانند گاز و آب و برق را بین 75 تا 100 در صد نابود کردند. فقط قحطی شیر و آب آشامیدنی در همان بهار سال 1991 هزاران کودک را به کام مرگ کشاند.        اما این تنها کافی نبود تا کودکان در عراق را به نابودی کامل کشانده شود.

امریکا و انگلیس در مارس 2002 با حمل نظامی وسیع و تمام عیار پایه جامعه مدنی عراق رانابود کردند.

بر طبق گزارشات بین المللی امریکا و انگلیس بیش از 350 تن بمبهای حاوی اورانیوم ضعیف شده استفاه کردند. همین موضوع باعث تولد کودکان بسیاری شده است که داری مشگلات جسمی ناشی از این نوع بمبها هستند. رادیو اکتیو ناشی از این بمبها علت بروز سرطان است و همچنین مادران حامله در صورت تماس با این رادیو اکتیو، دچار مشگلات عدیده ای در موقع زایمان خواهند شد. یکی دیگر از گزارشهای سازمان ملل متحد که در باره گرسنگی در جهان است، می آید که بعد از حمله امریکا وانگلیس به عراق، میزان سوء تغذیه در میان کودکان عراق را تقریبآ دوبرابر کرده است.

در یکی از گزارشهای روزنامه زمان چاپ ترکیه به نقل از وزرات بهداشت عراق می نویسد: کودکان عراقی اکنون از بیماریهایی رنج می برند نه قبل از شروع جنگ سابقه ای از آنها در دست نیست. از بین رفتن بسیاری از تاسیسات عراق از جمله آب آشامیدنی، قاضلات و برق، گسترش زباله ها در شهرها و نبود دارو در کنار گرمای شدید منطقه، زمینه ای شده است برای رشد بیماریهایی نظیر تب سیاه، وبا، اسهال خونی، عوارض روده ای، تب مالاریا که متاسفانه بیشتر مبتلایان به این بیماریها کودکان هستند. بیماریهای تنفسی در نزد کودکان را براثر شعله ور شدن تاسیسات نفت براثر انفجارها، باید به این لیست اضافه کرد. کودکان زندانی در زندانهای ارتش امریکا و زندان ابوغریب را هم باید ذکرکرد. روزنامه نیویورک تایمز از قول رییس پیشین زندان ابوغریب از بودن کودکان 11 تا 15 ساله در این زندان که تحت شرایط بسیار بدی نگهداری می شده اند، خبر می دهد.

و تازه این فقط مصائبی بود که از یکسوی جبهه جنگ علیه کودکان در عراق، گریبانگیر کودکان در عراق شده است. طرف مقابل یعنی جنبش جنایتکار تروریستی اسلام سیاسی که از میان غبار بمبهای امریکایی/ انگلیسی سر برآورد، به کشتار و نابودی کودکان در عراق دست زد. انفجار مدرسه ها، اتوبوسها و محل ها  که کودکان در آن حضور داشتند، مستقمآ کودکان در عراق به خون می کشند. و تنها به این بسنده نمی کنند بلکه قربانیان عملیات انتحاری خود را از میان کودکان بیگناه، بی پناه و گرسنه، را انتخاب می کنند. بر اساس یکی از گزارشهای پلیس عراق یک کودک که ابین 10 تا 13 سال سن داشته است در یک عملیات انتحاری در  کروکوک، علیه مرکز پلیس شرکت داشته است. همچنین دو کودک 12 و 13 ساله در فلوجه در عملیات انتحاری شرکت داشتند. تروریستهای اسلامی به این تنها قانع نمی شوند و زندگی را در محلات و شهرها بر کودکان، روز به روز سخت و سختتر می کنند. بویژه کودکان دختر از فشار مضاعفی رنج می برند. کودکان در عراق نه تنها باید جان خود را از دست بمب اسلامیها بدر ببرند بلکه باید خنده، شادی، بازی و آزادی خود را هم از چشم اینان، مخفی کنند.

در کمتر گزاشی در باره شرایط کودکان اما از فشارها و آسیب های روانی که به آنان آماده است، بحثی می شود. انفجار بمب در برابر چشم یک کودک 7-8 ساله و تکه تکه شدن خانواده و یا هر رهگذری، چه ضربه ای روانی به این کودک وارد می کند. کودکی مدرسه اش منفجر می شود. اتوبوسش تکه تکه می شود. کودکی که پدر و مادرش را بر اثر این جنگ تروریستها از دست می دهد. کودکی که  بازیش جنگ است و اسباب بازیش، اسلحه های زنگ زده  و ماشین های جنگی رها شده، چه چیزی برای آینده اش می آموزد. کدام محقق قرار است تخریب روحی میلیونها کودک که تازه شانس آورده اند که زنده مانده اند، تحقیق کند. آیا کسی اصولآ به این موضوع  می اندیشد.

ساده ترین و محتملترین آسیبهای روانی که کودکان در عراق، متحمل شده اند را می شود به این صورت ذکر کرد. ترس و عدم احساس امنیت، امنیتی که هر کودکی نیازمند است که آنرا در محیط رشدش حس کند تا بتواند با آسوده گی شخصیت انسانی و مستقل خود را رشد دهد. افسردگی که شادی و سرزنده گی کودک را از می گیرد و به موجودی گوشه گیر وی را تبدیل می کند و این خطری است که کودکان شاهد انفجار و تکه تکه شدن انسانها را بسیار بیشتر از دیگران تهدید می کند. عدم اعتماد کودک به جامعه بشری و فاصله گرفتن وی از این جامعه و حتی فکر انتقام گرفتن از این جامعه، یکی دیگر از مشگلات روانی است که برای کودکان در عراق پیش آمده است. اختلال در کنترل نیازها جسمی کودک، بویژه کودکان زیر پنج سال، به این معنی که کودک نمی تواند گرسنگی، تشنگی نیاز به توالت خود را کنترل کند. آسیبها روانی بیشتری را می شود حدس که کودکان در عراق، دچار آن شده اند و یا خواهند شد. هیچ یک از طرفین این جنگ ضد بشری تروریست، راه حلی برای کمک به کودکان در عراق ندارند. جامعه آسیب دیده عراق باید از تروریسم، جنگ و وحشت خلاص شود تا بتواند در محیطی آرامتر به فکر آینده گانش، یعنی کودکان آن جامعه باشد. مسلم جامعه عراق برای اینکه بتواند سالم، به حیات خود ادامه بدهد، هیچ راهی ندارد بجز اینکه از کودکان خود شروع کند. و این مستلزم صلح، رفاه و آسایش برای همه آحاد جامعه است. نباید گذاشت که کودکان در عراق در لابلای دود و انفجار بمبهای امریکایی- اسلامی، نابود شوند. راه حل نجات کودکان تنها در دست نیروی مترقی، انسانی، سکولار و سوسیالست جامع عراق است. باید این نیرو وظیفه تاریخی خود را جدی بگیرد. دنیای مدرن و انسانی امروز در کنار این نیرو خواهد بود.