مصاحبه نشریه سکولار با منوچهر ماسوری (فرزاد ادیبی)



نشریه سکولار: مسله کودکان در دهه اخیر در جامعه ایران بسیار مطرح شده است. جشن آدم برفی و امسال  راه پیمایی در روز کودک؛ علت  بروز اجتماعی این مسله چیست؟


فرزاد ادیبی: گسترده تر شدن پدیده کودکان خیابانی، سواستفادهa جنسی از کودکان، استثمار کودکان در محیط های خطرناک و کثیف کار، آزار و تنبیه بدنی کودکان، همه و همه در طول حیات جمهوری اسلامی به دهن کجی زشتی به آرمانهای انسانی، آزادیخواهانه و برابری طلبانه مردم تبدیل شده بود. مردم می بایست به این دهن کجی پاسخی شایسته بدهند. رشد حرکتهای سالهای اخیر در رابطه با حقوق کودکان با رشد اعتراضات عمومی علیه جمهوری اسلامی همخوانی دارد. این نیاز جامعه بود که عکس العملی این چنین به اوضاع کودکان در کشور داده شود. با رشد اعتراضات به وضعیت زنان، دانشجویان، کارگران و جوانان در کشور، بسیار طبیعی بود که جامعه به مسله کودکان بپردازد. نقش فعالین حقوق کودکان که در خارج از کشور فعالیت می کنند، در این امر را نباید فراموش کرد. مسله و مشگلات که گریبانگیر کودکان در حکومت اسلامی شده است مثل هر مسله و مشگل دیگری باید پاسخ خودش را بگیرد. برعکس تصور رهبران جمهوری اسلامی وجدان بیدار و انسانی مردم، نمرده است و از حقوق کودکانش دفاع نمی کند. هر جا که سرکوب هست، مبارزه هم هست. این سیستم اجتماعی است که از خودش دفاع می کند. برای زنده ماندش، بهتر زندگی کردنش، آزاد بودنش، خوشبخت بودنش تلاش می کند و می جنگد. موضوع کودکان هم جدا از این نیست و دیر یا زود جامعه در این رابطه عکسل العمل نشان می داد. این پاسخ جامعه به مسله کودکان سمت و سوی جامعه راه هم نشان می دهد. افقی مدرن و انسانی که جامعه برای حل مشگلات کودکان هدف قرار داده است، بخش مهمی از دیگر مشگلات را هم در جامعه حل خواهد کرد.



سکولار: عده ایی معتقندند که والدین اجازه دارند  تحت عنوان تربیت کودک؛ اعتقادات خود را به کودکان خود منتقل کنند, نظر شما در اینمورد چیست؟


فرزاد ادیبی: پاسخ به این سوال دو جنبه دارد. جنبه اول حقوقی است، یعنی اینکه پدران و مادرانی که به خود اجازه می دهند که اعتقادات و نظرات خود را به کودکان خود منتقل کنند و در واقع وی را  شستشویی مغزی دهند، حق رشد مستقل کودک را زیر پا می گذارند. جنبه دوم از نظر علوم تربیتی است که توضیح می دهد، چگونه به رشد روانی مستقل کودک، ضربه زده می شود. مهم نیست که اعتقادات والدینی که به بچه منتقل می شود، چه نوع اعتقادتی است، مذهبی است و غیرمذهبی، فاشیستی است یا ضد فاشیستی، انسانی است یا غیر انسانی. این اعتقادات هر محتوایی که داشته باشند، اعتقادت کودک نیستند. اعتقاداتی نیستند که کودک در روند رشد مستقل فکری خود به آن دست پیدا کرده است. چنین کودکی هیچپگاه به "من" خویش دست پیدا نخواهند کرد. یعنی آن خصوصیات ویژه ای که هر کودکی در روند رشدش  تا بزرگسالی به خود می گیرد. چنیین کودکانی در میان خلعی ما بین "من" تحمیلی پدر و مادر و "من" خویش، سردرگم می شوند. این سوال بحث مفصلی را می طلبد و من سعی کردم خیلی کوتاه استخوان بندی نظراتم را در این رابطه، بگویم. اما خوانندگان عزیز نشریه اگر مایلند که بیشتر در رابطه مطالعه کنند، می تواند این بحث را که پیشتر، تحت همین عنوان نوشته شده است، در سایت کودکان مقدمند، مطالعه کنند




سکولار: یکی از مسائل مورد مشاجره در سالهای اخیر؛موضوع حجاب دختران زیر 16 سال بوده است. آیا از نظر شما حجاب برای این گروه سنی باید ممنوع باشد؟ چرا؟  خانواده در این میان چه نقشی دارد؟ تکلیف خانواده های مسلمان چیست؟ آیا این ممنوعیت موجب زیر پا گذاشتن حقوق این خانواده ها نیست؟


فرزاد ادیبی:

حجاب نشانه یک اعتقاد مذهبی معین والدین است که به کودک، تحمیل می شود. این یک مثال بسیار مشخص و زنده در      رابطه با سوال قبلی است. برای اینکه جامعه بتواند از حقوق این کودکان دفاع کند و اجازه ندهد که این کودکان قربانی اعتقادات پدر و مادر خویش شوند، باید قانونآ حجاب این گروه سنی یعنی کودکان دختر، ممنوع شود. این تحمیل چه از طرف یک خانواده با اعتقادات اسلامی شود چه عقاید و مذاهب دیگر، ممنوع باید شود. ما در تعریف حقوق انسان، موضوعی به نام حقوق خانواده نداریم. حقوق انسانی و جانشمول داریم و این حقوق فردی است و نمی توان تحت عنوان خانواده این حقوق را زیر پا گذاشت. این حقوق های من درآوردی حکام سرمایه داری است که در آنجا هم که به آنها تحمیل می شود که از حقوق کودکان دفاع کنند، می گویند به شرطی با حقوق خانواده در تقابل نیفتاد. کنوانسیون حقوق کودک، هر آنجا که مجبور شده است که به صراحت از حقوق کودک صحبت کند، در ادامه اش یک اما هم می آورد که بشرطی که با منافع ملی، مذهبی و خانواده در تناقض نباشد.

خواست ممنوع کردن حجاب دختران زیر 16 سال یک خواست انسانی است که در حمایت از حقوق این کودکان باید در هر کشوری تصویب و به اجرا گذاشته شود.



سکولار: رابطه مذهب با حقوق کودکان را چگونه می بینید؟ حاکمیت حکومت اسلامی و قوانین اسلامی چه تاثیر مستقیمی بر زندگی کودکان در ایران داشته است؟


فرزاد ادیبی: شما در هیچ مذهبی نمی توانید، حتی یک خط در رابطه با حقوق کودکان و یا دفاع از حقوق پیدا کنید. برعکس تمام قوانین مذهبی که در مذاهب مختلف منجمله اسلام ذکر شده است، علیه حقوق کودکان است. حکومت اسلامی به عنوان حکومتی که قوانیین مدنیش براساس مذهب اسلام، تدوین شده است، زندگی و رشد سالم کودکان در ایران را به شکل بسیار خشن و غیر انسانی به نابودی کشانده است. اگر نگاهی به مدیای رسمی جمهوری اسلامی بیندازیم و قبول کنیم که ایشان همه حقیقت زندگی کودکان کار، کودکان خیابانی، کودکان قربانی آزار جنسی و بدنی، را گزارش می کنند، تصویر بسیار وحشتناکی از زندگی روزمره کودکان در ایران را به دست خواهیم آورد. جامعه ای که این چنیین با کودکانش رفتار کند، شایسته نام جامعه انسانی نیست. رفاه و خوشبختی کودکان در هر جامعه نشانه حد انسانی بودن آن جامعه است. قوانیین اسلامی حاکم درایران با ابتدایی ترین حقوق انسانی و بویژه حقوق کودکان در ضدیت است.